یه سری خلق و خوهام خیلی زود عوض شده.الان تابستون و گرما رو دوست دارم در صورتی که قبلا عاشق سرما بودم.یه مدت فکر کردم که چرا چنین اتفاقی برام افتاده. آخرسر به این کشف رسیدم که دلیل اش شهری است که تو اون زندگی می کردم.بله، "تهران".شهری که تابستونش به معنی گشت ارشاد و راننده های عصبی و جوشی و شر شر عرق ریختن و دود و ترافیک بود و روزای کشداری که تا می اومد به شب برسه،نفس آدم رو می گرفت. زمستون ها ولی راننده ها مهربون تر بودن. گشت ارشاد کمتر سر و کله اش پیدا می شد و تو شبهای بلندش یه عالمه اتفاق های مهیج می افتاد.اینا رو گفتم چون امروز دلم بدجور هوس تابستون کرده بود.ولی نه تابستونِ تهرون.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر