۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

یک صداهایی هست که...

یه عالمه سال پیش یه سری نوارهای شاملو رو هدیه گرفته بودم. همونها که شعرهای خودش و مارگوت بیکل رو خونده. گوش که می دادم، سِحر می شدم. صدای خودش بیشتر از شعرهاش منو می‌گرفت.

تو این سالها، شبها و شبها با صدای شاملو خوابیدم. تو خونه، زیر کولر، چسبیده به شوفاز.، تو سفر، بالای کوه، تو کویر، لب دریا. در هر موقعیت خواستنی و نخواستنی. تقریبا تک تک شعرها رو حفظ شده بودم. شاملو باز بودم کلا. هیچ وقت هم نشد که خودش رو ببینم.

 سر قبرش ولی زیاد رفتم. یه بار هم بگیر بگیر بود و مختصر کتکی خوردم. سر قبر فروغ هم یه بار نزدیک بود کتک بخورم. در نتیجه به غیر از موردی که یکبار سگ پاچه م رو در قبرستون گاز گرفت دو بار دیگه هم در معرض ضرب و شتم بودم. اگه از من بپرسن قبرستون چه جور جایی است؟ به نظرم جایی است که احتمال داره لهتون کنن. 

اون وقتا یک واکمن طوسی داشتم. شیک بود. خوب بود. ژاپنی اصل با چشمهای بادومی بود( من باید بامزه باشم). خلاصه واکمنه برام مترادف شد با شاملو. بعد که سی دی همین شعرخوانی اش رو تو کامپیوتر داشتم باز از کاست دل نمی کندم. گاهی وقتها      می ذاشتم و گوش می دادم. حتی نواره دیگه یه جاهایی اش داغون شده بود. خوب نمی خوند. منتها خوب واسه هر کسی تعریف خودشو داره. من اون نواره رو بیشتر دوست داشتم. هدیه بود.
 تو این سالها هر وقت داغون بودم، هر وقت خوب نبودم یک بار نشستم گوش دادم دوباره. حالم رو خوب کرده. شعرهاش یه طرف. صداش یه طرف. صداش قویه. اطمینان بخشه. از اون صداهاست که دوست داری مدام بشنوی. آدم روی صدا می تونه حساب کنه. لحن صدا خیلی وقتها مهم تر از حرفیه که می زنی. گاهی وقتها همین حرفای ساده و معمولی دل آدم رو قرص می کنه. چون تو لحن صدایی که شنیدی اطمینان خاطر بوده. گاهی هم کلمه های اطمینان بخش اینقدر بد ادا می شن که آدم دل اش بدتر می ریزه پایین. می ذاره می ره.
امروز نشستم دوباره گوش دادم. کاست نه. از یوتوب. قسمت چیدن سپیده دمان. همین اسم رو داشته باشین اصلا؟ چیدن سپیده دمان. چقدر نبوغ پشت همین سه کلمه است. طراوات داره. امید داره. اراده پشت اش هست. یکساعت گوش دادم. یک جایی اش هست که می گه :
شگفت انگیزی زندگی/ با آگاهی به ناپایداری اش/ در جرئت تو شدن/ در شجاعت من شدن/ در شهامت شادی شدن/ در روح شوخی/ در شادی بی پایان خنده / در قدرت تحمل درد/ نهفته است.

اینجاش رو هی زدم عقب که دوباره بخونه. حالم بهتر شد. کلام اطمینان بخش، صدای اطمینان بخش. اینا حال آدم رو خوب می کنه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر